تبليغاتX
جسم زنده
جسم زنده











 

از همه ی کوچه پس کوچه های دست ها و نگاه ها و سلام های هر روزه

باز می گردم به کوچه ی روشن تو

هرشب.

نوشته شده در پنجشنبه 10 دی1388ساعت 0:55 توسط جسم زنده| |

 

با تو از سرگرفته می شوند

همه ی رویاهای نیمه کاره ام

در بیداری.

نوشته شده در پنجشنبه 12 آذر1388ساعت 22:40 توسط جسم زنده| |

 

"دلیل این که آرومم

امید لمس دستاته"

 

نوشته شده در پنجشنبه 14 آبان1388ساعت 15:46 توسط جسم زنده| |

 

آنقدر دوری که

..

که؟

..

که هیچی!

نوشته شده در چهارشنبه 6 آبان1388ساعت 23:26 توسط جسم زنده| |

 

تاب نمی آورم

این زلالی بی نظیر دریا را

و قطره قطره

 

 

از چشم های خودم می افتم

نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 22:26 توسط جسم زنده| |

 

از نو زنده می شوم

.

.

.

درست

 همین امشب...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 30 مهر1388ساعت 22:7 توسط جسم زنده| |

 

تلفن را بر می دارم و زمین می گذارم

تلفن را

تلفن را

و تمام حرف های نیم خورده ام را هزاران بار...

نوشته شده در پنجشنبه 2 مهر1388ساعت 11:44 توسط جسم زنده| |

 

(( بادها را به تو تقدیم می کنم

و باران را

و بهترین شعرم را که تنها یک جمله است:

دوستت دارم. ))

نوشته شده در چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 17:47 توسط جسم زنده| |

 

صدای تو

بهترین هدیه ای است که گوش هایم گرفته اند..

همین است که حالا " از گوشواره های صدف بیزارم " !!

نوشته شده در یکشنبه 29 شهریور1388ساعت 13:56 توسط جسم زنده| |

 

 

" وقتی دوری

تنهایی نزدیکه

قلبم بی تو

می ترسه... تاریکه.."

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت 22:56 توسط جسم زنده| |